بلدرچین‌(وشم)که در علفزارهای فصل بهار وتابستان در مزارع روستای ملامحله به وفور یافت می شود جثهٔ کوچک و خپلی دارند و زندگی بر روی زمین را ترجیح می‌دهند. از دانه‌ها و نیز حشرات و دیگر جنبندگان کوچک تغذیه می‌کنند. بر روی زمین لانه می‌سازند و بر پروازهای کوتاه و سریع قادرند، برخی گونه‌ها همچون بلدرچین ژاپنی و بلدرچین معمولی پرندگانی مهاجرند و توانایی پرواز در مسافت‌های طولانی را دارند. در برخی کشورها برخی گونه‌های بلدرچین در تعداد زیاد پرورش داده می‌شوند تا از تخم و گوشت آن‌ها استفاده شود و یا حتی در شکارگاه‌ها رها شوند. این پرنده در سکونت‌گاه‌های خود هم توسط انسان‌ها بطور گسترده‌ای شکار می‌شود تا از گوشت و پرهایش استفاده شود.

خواص درمانی

در پزشکی سنتی خواص گوناگونی برای بلدرچین برشمرده‌اند، از جمله این‌که بگفتهٔ شریف ادریسی «لیسیدنِ زهره بلدرچین برای درمان صرع سودمند است، و چکانیدن خون آن در گوش دردمند، گوش‌درد را درمان می‌کند، و استمرار در خوردن گوشتِ آن دلِ سخت را نرم می‌سازد، و گویند که این خاصیت فقط در قلب اوست».

عبدالملک بن زُهْر اندلسی طبیب قرن ششم هم به این اشاره می‌کند که «گوشتِ بلدرچین سنگ کُلیه و مثانه را خُرد می‌کند، و مدرّ بول است».

برخی پزشکان قدیم و بسیاری از عوام نیز تصور می‌کنند که تخم بلدرچین زبان انسان را گویا کرده و موجب می‌شود تا کودکان پیش از موعد زبان باز کنند. این باور ناشی از پرچانگی و صدای بلند بلدرچین نسبت به جثهٔ اوست که آن را حمل بر فصاحت وی کرده‌اند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 18:47  توسط : تهیه وتنظیم :ادهم خلیلی مقدم  | 

گاهشماری رایج میان مردم گیلک‌ زبان کوهستانهای گیلان و غرب مازندران از وابسته به گاهشماری باستانی ایرانی (یزد گردی قدیم) بوده است که سال ‌شماری یزد گردی قدیم بنا بر روایات ایرانی و همچنین براساس محاسبات نجومی‌ کهن ترین سال‌ شمار ایرانی محسوب می‌ شود.

گاهشماری باستانی دیلمی از دوران کهن تا زمان انتخاب یک روز کبیسه با نام ویشک و نگه داشتن آن گاهشمار مورد استفاده مردم و حاکمان این منطقه بوده و سالی "گَردان " محسوب می‌ شد.

یعنی آغاز سال، آنکه در ابتدای اعتدال بهاری قرار داشت در هر چهار سال یک روز از مبدا (اعتدال بهاری) فاصله می ‌گرفت، این چرخش تا 929سال ادامه داشت و سر سال، 225 روز از مبدا فاصله می گرفت و به نیمه تابستان و زمان خرمن و برداشت فرآورده های کشاورزی و دامی می رسید.

این هنگام مناسب‌ ترین زمان برای پرداخت مالیات و خراج به حاکمان بود، از این روی با انتخاب یک روز کبیسه به نگاه ‌داشت سال مبادرت ورزیدند و انجام این کار نخستین تجربه و اقدام در انتخاب سال و مبدا خراجی در گاهشماری های ایرانی است.

با توجه به این موضوع مردم دیلمان وقتی که سر سال (آغاز سال) باستانی به نیمه ‌های تابستان رسیده بود با انتخاب یک روز کبیسه در هر چهار سال با نام " ویشک " سال را در هما نجا که بود نگاه داشتند.

زمان این اقدام مبداء جدید سال ‌شماری دیلمی شد که این مبداء دقیقا برابر است با روز دوشنبه هرمزد روز ( اولین روز) از سال پنج هزار و 454 باستانی (یزد گردی قدیم) و 71 هزار و 82 روز پیش از مبداء شمسی هجری است.

مراسم آغاز سال جدید (نوروز بل) به طور متغیر وابسته به محل برگزاری و نحوه قرار دادن پنج روز کبیسه بین سیزدهم تا هفدهم مرداد ماه برگزار می‌ شود.

مبداء تاریخی این مردم نه یک رخداد سیاسی یا مذهبی، که یک رخداد کاملا علمی و البته مردمی است و دلیل اصلی‌ این امر راحتی مردم کشاورز و دامدار و صنعتگر در دادن خراج و مالیات سالانه بوده است، بنابراین این مبدا متعلق به اندیشه یا مذهب یا تفکر خاصی نبوده و تنها بر پایه مناسبات تولید به‌ وجود آمده و می ‌تواند مورد وفاق تمام گیلکان از هر اندیشه و مذهبی قرار گیرد.

ماه های سال دیلمی را می توان به این ترتیب نوروز ما، کورچ ما، اریه ما، تیرما، موردال ما، شریرما، امیرما، آول ما، سیا ما، دیا ما، ورفنه ما، اسفندارما نام برد.

برای تبدیل سال هجری شمسی به دیلمی، باید عدد 195 و یا دقیق ‌تر عدد 194.616 را به سال هجری شمسی اضافه کرد و برای تبدیل سال میلادی به دیلمی نیز باید عدد 426 را از سال میلادی کم کرد.

سال دیلمی دوازده ماه و 30 روز دارد به علاوه پنج روز اضافه به نام پنجیک که به پایان ماه هشتم اضافه می ‌شود که روی ‌هم رفته 365روز است و هر چهار سال یکبار یک روز به عنوان کبیسه به نام ویشک بر پنج روز پنجیک اضافه می‌ شود.

 

" نوروز بل " بیانگر هویت ملی منطقه است اما این سامان و جایگاه آن تاکنون آنطوری که باید و شاید شناخته نشده و مورد توجه قرار نگرفته است.

جایگاه این اقوام گیلانی و سنتها و پندارهای آنان ریشه عمیقی دارد، مردم گیلک از زمانهای قدیم معتقد بودند که برافروختن آتش در نوروزبل موجب کاهش برف و سرما در زمستان می شود و مردم گیلان در اجرای این مراسم زیباترین لباسهای خود را می‌ پوشیدند و پس از برافروختن آتش، سال نو را به یکدیگر تبریک می‌ گفتند.

قدیم در این فصل کشاورزان توان پرداخت باج و خراج را داشته و می ‌توانستند با فروش محصول خود زندگی‌ شان را سامان دهند و از همین ‌رو سال نوی خود را در این زمان برگزار می‌ کردند.

در این جشن 10 مرد با کلاه و شولای گالشی به میدان می آیند و دورتا دور آتش می ‌چرخند و نوازنده های محلی موسیقی را با شدت و شور می ‌نوازند.

خورشید که در حال غروب باشد و زمان روشن کردن آتش فرا می رسد و هیزمهای آغشته به نفت که شعله‌ ور می‌شوند، مردم به آن نزدیک می‌ شوند و همه‌ باهم این شعر را می‌خوانند: " گوروم، گوروم، گوروم بل، نوروزما و نوروزبل، هر سال ببی سالِ سو، نو ببی خانه ‌واشو".

پس از شعر خوانی همگی سال نو را به هم تبریک می گفتند: " نوروزبل مبارک ببی" " نو سال ببی سال سو" و  همه اهالی یکدیگر را در آغوش گرفته و با یکدیگر روبوسی می کردند.

گالشان لباسهای کهنه خود شامل نمد، شولا و دیگر اضافاتی را که نمی خواستند برای سال بعد استفاده کنند در آتش می سوزاندند و به نوعی هم آتش را وسیله خبررسانی و هم جز مقدسات چهارگانه آفرینش می دانستند و در کنار آتش به ستایش خداوند می پرداختند و از او برای سال جدید طلب خیر، نیکی و برکت می کردند.

بنا به روایتی دیگر فلسفه آیین نوروزبل را " آئین خراجی" دانسته اند به این معنا در زمانی که گالشان گندم خود را درو کرده، گل گاوزبان و فندق را به بازار عرضه می کردند و از گوسفندان خود شیر و دیگر محصولات لبنی را به دست می آوردند وقت آن می رسید تا اجاره، خراج یا مالیات خود را به ارباب یا فئودال بپردازند و سهم خود را برداشت کنند.

برای سپاسگزاری از خداوند در نوروز بل دور یکدیگر جمع می شدند و به شکرانه نعمت آتش روشن می کردند و سال جدید "خراجی" را به یکدیگر تبریک می گفتند.          

 برگرفته از کتاب گیل ودیلم وهمشهری آنلاین -نوروز ۹۲

 تهیه وتنظیم :محمد مهدی زاده ملامحله

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 11:57  توسط : تهیه وتنظیم :ادهم خلیلی مقدم  |